تحلیل روان‌شناسی بوق‌زدن‌های بیهوده

فاطمه کاظمی*
همدان پرس؛ وقتی ما علت کامل یک عمل را به شخصیت فرد عامل نسبت می‌دهیم، به خطا رفته‌ایم و به قول روان‌شناسان اجتماعی دچار خطای بنیادی اسنادی شده ایم؛ یعنی توضیح اعمال دیگران با اغراق بر نقش شخصیت در بروز آن و دست کم گرفتن تأثیر موقعیت! بنابراین روان‌شناسان در مورد انگیزه رفتارهای اجتماعی، نظریات متفاوتی را بروز می‌دهند و رفتار انسان را هم تابع فرد می دانند و هم تابع موقعیت. با این توصیف در این گزارش به ذکر برخی علل احتمالی رفتارهای اجتماعی نامناسب ماندن بوق زدن های مکرر و رفتارهای خشونت آمیز و تحلیل روان‌شناسی آن در جامعه می‌پردازیم.

بوق‌زدن راهی برای اعلام عصبانیت
یک روان‌شناس بالینی در تحلیل بوق‌زدن‌های مکرر برخی رانندگان به ما گفت: شاید بتوان بوق زدن را روشی دانست که در آن فرد اعلام وجود می‌کند و به این وسیله سعی در کنترل و حتی تنبیه دیگران دارد. در واقع چون فرد ابزار دیگری برای اعلام عصبانیت و یا حتی کنترل‌کردن دیگران در اختیار خود نمی‌بیند، به راحت ترین و البته تاثیرگذارترین روش ، یعنی بوق زدن متوسل می‌شود.

«محمد ترکمان» افزود: تبیین دیگر این است که در موقعیت های اجتماعی افراد دچار فردیت‌زدایی می‌شوند یعنی در برخی موقعیت های اجتماعی به دلیل حضور دیگران و گمنامی فرد، وی به اعمال پرخاشگرانه و غیرمعمولی دست می زند که عموماً در موقعیت های فردی، آن را انجام نمی دهد. همنوایی نیز در این پدیده موثر است؛ یعنی وقتی می‌بینیم بسیاری از افراد جامعه فلان رفتار را در فلان موقعیت اجتماعی انجام می‌دهند، ما نیز از آنها پیروی می‌کنیم و به عنوان یک سبک رفتاری آن را انجام می‌دهیم.

نمود افزایش خشونت در جامعه

از سویی، برخی بوق زدن های مکرر و رفتارهای پس از آن را، نمود بروز و افزایش خشونت در جامعه می‌دانند. ترکمان در این‌باره گفت: برخی در این زمینه معتقدند، خشم مانند محبت و میل به زندگی، به عنوان یک غریزه در وجود افراد نهاده شده است. گروه دیگری هم معتقدند محیط، پرخاشگری را در افراد دامن می‌زند؛ براساس این نظریات، فرد در محیط آرام، به آرامش دعوت می‌شود و در محیط های پرخاشگر، از متغییرهای پرخاشگری تاثیر می‌پذیرد.

وی در ادامه توضیح داد: از سویی دیگر، نظریه یادگیری اجتماعی که توسط «آلبرت بندورا» مطرح شده، معتقد است که وقتی انسان خشم را مشاهده کند، اگرچه ممکن است آن را بروز ندهد اما آن را یاد می‌گیرد و به این ترتیب الگوی پرخاشگری در فرد درونی می‌شود. در این شرایط اگر انگیزه بروز پرخاشگری ایجاد شود، آن را ابراز می کند.

کاهش استانداردهای سلامت در جامعه
این روان‌شناس بالینی گفت: همچنین طبق تحقیقات اخیر می‌توان مطرح کرد که استانداردهای سلامت اجتماعی یعنی مولفه‌هایی که باعث می‌شود افراد با استناد به آنها احساس سلامت کنند، مانند شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی، در جامعه ایران کاهش یافته است. این کاهش سلامت اجتماعی باعث بروز و افزایش خشونت در جامعه می‌شود.

ترکمان افزود: بحث دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که در سال های اخیر، انتظارات مردم به دلایل مختلف از جمله افزایش سطح تحصیلات، افزایش آگاهی های اجتماعی، وعده های انتخاباتی و از این دست بالا رفته است؛ و این انتظارات برآورده نشده و در نتیجه، انتظارات برآورده نشده به بروز نزاع و خشونت بیشتر در جامعه منجر شده است.

تقلیل آستانه تحمل در افراد
از علل دیگر بروز پرخاشگری در جامعه می‌توان به افزایش شکاف های اجتماعی به خصوص در دو، سه دهه اخیر اشاره کرد. در جامعه ای که شکاف اجتماعی  کم باشد، روابط افراد معتدل تر است و آدم ها در تعامل بدون خشونت با یکدیگر قرار دارند.

یکی از مباحث مهم که در علم روان‌شناسی مطرح است بحث «آستانه تحمل» است. ترکمان کم‌شدن آستانه تحمل افراد را یکی از دلایل اساسی بوق‌زدن‌های بیهوده دانست و گفت: بوق زدن های مکرر و بعضاً فحاشی ها و درگیری های فیزیکی پس آن را می‌توان نوعی تقلیل آستانه تحمل روانی و از دست دادن کنترل نیز دانست. در این مواقع، به محض بروز کوچک‌ترین محرک، یکی از دو طرف تحت تأثیر شرایط خاص مانند توانایی کمِ مدیریتی برای کنترل بحث و مدیریت گفتمان و یا رنج ناشی از مسائل گذشته، به جای استفاده از ادبیات و رو ش های منطقی با استفاده از کلمات توهین‌کننده و ایجاد سر و صدای بیشتر، طرف مقابل را نیز به حد جنون می کشاند و نتیجه، یک درگیری اساسی به صورت کلامی و حتی بدنی است.

نیاز به ارتقای کیفیت زندگی
این روان‌شناس بالینی در پایان گفت: اگرچه تردیدی نیست که جامعه ایران نسبت به گذشته پرخاشگرتر شده است، اما همه ما قبول داریم که در همین محیط، افراد فرهیخته و سالمی نیز وجود دارند. از این رو می‌توان امیدوار بود با کنترل و مدیریت خشم از پرخاشگری کاسته شود. همچنین اگر به دنبال کاهش رفتارهای ناسالم اجتماعی هستیم باید عوامل موثر بر سلامت اجتماعی شهروندان را بهبود بخشیم و ارزش های اجتماعی و اخلاقی را در جامعه ترویج دهیم.
ما باید دولتمردان و سازمان های مرتبط را برای افزایش کیفیت زندگی براساس استانداردهای تدوین شده ترغیب کنیم. این رمز داشتن شهروندان سالم و بااخلاق است.