اهمال کاری
اهمال كارها در مواقعي دقيقاً عكس افراد موفق عمل مي كنند. افراد موفق اغلب به خاطر كاري كه مي كنند به خود امتياز مي دهند و احساس هيجان دارند، اما مسامحه كارها و اهمال كاران پيوسته خودشان را دست كم مي گيرند. در اين شرايط در پايان روز احساس خستگي شديد مي كنيد و به نظرتان نمي رسد كه كار ارزشمندي كرده باشيد.
مسامحه كارها و اهمال كاران اغلب به خود مي گويند:« بايد فلان كار را انجام دهم، بايد شروع كنم... »عبارت هاي بايد دار معمولاً موثر نيستند، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند. در نتيجه شرايطي فراهم مي سازد كه شما از انجام آن خودداري مي كنيد. در همان لحظه اي كه به خود مي گوييد:«بايد اينكار را انجام دهم.» احتمالاً اين انديشه را در سر داريد.« اما حالا به انجام آن مجبور نيستم تا فرصتي ديگر صبر مي كنم .» گاهي اوقات هر چه بيشتر به خود بگوييد كاري صورت دهيد، انجامش به همان اندازه دشوار مي شود. كلمه بايد را از ذهن خود دور كنيد. به جاي اينكه بگوييد «بايد اين كار يا آن كار را بكنم.» بگوييد« بهتر است اينكار را انجام دهم.»
خيلي ها نيز به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كارهايي كه علاقه اي به انجام آن ندارند اهمال كاري مي كنند. بعضي اوقات نيز چون فكر مي كنيد كه ديگران با سلطه جويي از شما توقعات بيجا دارند تن به مسامحه مي دهيد و هزاران دليل ديگر.
علي رغم اينكه اهمال كاري مجموعه وسيعي از عناوين و اولويت هاي تحقيقاتي را در دنيا به خود اختصاص داده، رابطه آن با انواع اختلالات شخصيتي به تأييد رسيده است، بطوريكه پيشرفت تعلل در كارها در درجات بالا جنبه مرضي و بيمارگونه به خود گرفته است كه نه تنها سلامت جسم و روان فرد را تهديد مي كند، بلكه صدمات جبران ناپذير اقتصادي و اجتماعي را ايجاد مي نمايد.
پژوهشگران عوامل متعددي را در ارتباط با اهمال كاري شناسايي كرده اند مانند اضطراب، وابستگي (فراري، ۱۹۹۱) تنفر از انجام وظايف (سولومون و روتبلوم، ۱۹۸۴)، ترس از شكست (سولومون و روتبلوم، ۱۹۸۴)، ترس از ارزيابي منفي (فراري، ۱۹۹۲)، كمال گرايي(جانسون و سلاني، ۱۹۹۶)، عقايد غيرمنطقي (بريجز ورويگ، ۱۹۹۷)، عزت نفس پايين (فراري، ۱۹۸۲)، عادات نادرست در مطالعه (فراري، ۱۹۹۲)، ناتواني اكتسابي (روتبلوم (۱۹۸۴) با ارائه پژوهشي روي دا) نش آموزان دبيرستاني اعلام داشت كه بين اهمال كاري و افسردگي با ضريب همبستگي (۸۸/۰) رابطه معناداري وجود دارد. وي و همكارانش همچنين اعلام كردند كه ۵۰% از دانش آموزان آمريكايي حداقل نيمي از وقت خود را در انجام تكاليف درسي به تعلل مي گذرانند و ۳۸% آنها گاهي اهمال كار مي شوند. آنها همچنين معتقدند كه اهمال كاري تحصيلي بيشتر در زمينه آماده كردن كارهاي عملي در طول ترم رايج است تا درس خواندن براي امتحان (سنكال، ۱۹۹۵) سالومون و روتبلوم(۱۹۸۴) دريافتند كه تعلل با اضطراب در ارتباط است (مالوس، ۲۰۰۲) همچنين آليس و جيمز (۱۹۸۵)، علل اهمال كاري را خود كم بيني و ترس از شكست معرفي نموده و توزيع اهمال كاري در سطح جامعه را ۹۵%برآورد كرده اند(آليس، ۱۹۸۵). نتايج تحقيقات افرت و فراري (۱۹۸۹) و (۱۹۹۱) بيانگر رابطه بين تعلل و عزت نفس بود كه حاكي از اهميت توجه به عوامل عاطفي نيز هستند.(روندا، ۲۰۰۱) شوونبرگ(۱۹۹۵) كشف كرده است كه اهمال كاري مربوط به دو خصيصه مهم شخصيتي است: خودآگاهي يا بصيرت اندك (يعني تمايل به موفقيت، مسئوليت پذيري و توان فردي) و روان رنجوري(يعني بي كفايتي، اضطراب، بي ثباتي عاطفي و ترس از شكست) اين عوامل شخصيتي با نياز اهمال كار جهت حفاظت از خود انگاره ها در ارتباط هستند و موجب ايجاد سبك هاي مختلفي از اهمال كاري مي شوند (واكر، ۲۰۰۰) همچنين خداشناس (۱۳۷۳) در بررسي رابطه بين اضطراب و اهمال كاري بين ميزان اهمال كاري و اضطراب همبستگي مثبت (۸۶/۰) به دست آورده است.
شواهدي وجود دارد كه اهمال كاري در دانشجويان با بدبيني و استرس رابطه مستقيم و با خوش بيني رابطه معكوس دارد (پاركر، ،۱۹۹۲ توكمان، ۱۹۹۱) مطالب ديگر پيرامون سازگاري نيز بطور غيرمستقيم بيانگر آن هستند كه خوش بيني ممكن است مربوط به اهمال كاري باشد. افراد خوش بين شايد با اطمينان خاطر بيشتر نسبت به آينده از يكسري روش هاي فعال انطباقي در مواجهه با مشكلات استفاده مي كنند و برعكس افراد بدبين بيشتر نسبت به آينده ترديد دارند و به استراتژي هاي مربوط به اجتناب و فرار از مشكلات متوسل مي شوند. (كارورو شيير، ۱۹۹۱)
تحقيقات نشان مي دهد كه وسواس هاي فكري در افراد داراي ارتباط زيادي با اهمال كاري در تصميم گيري است و وسواس هاي عملي داراي ارتباط زيادي با اهمال كاري اجتنابي و تصميم گيري هستند. نتايج نشان مي دهند كه افراد مبتلا به تمايلات باليني وسواس فكري و عملي در واقع دچار نوعي بي ارادگي اند. رفتار اهمال كارانه داراي ارتباط مثبت با افسردگي، روان رنجوري، خود را دست كم گرفتن، فراموشكاري، اختلال و آشفتگي، تحريك پذيري غير عملي، هيجان جويي، عدم رقابتي بودن و كمبود انرژي است. بوركا و يوان (۱۹۸۳) اضطراب و ترس را عامل اصلي اهمال كاري مزمن براي حفظ اعتماد به نفس آسيب پذير مي دانند. اضطراب اجتماعي به اضافه ترس بيش از حد باعث مي شود كه برخي افراد جهت حفظ جايگاه اجتماعي خود از نظر زمان و انرژي كارها را به تعويق بيندازند. كريست، جفرسون و ماركس (۱۹۸۶) به ارزيابي فرد مبتلا به اختلال وسواس فكري _ عملي پرداختند و دريافتند كه اكثر افرادي كه در مراسم مذهبي اجتنابي شركت دارند، خود را در برابر علائم وسواس حفظ مي كنند. بعلاوه آنها گزارش كرده اند كه وسواس اجبار در بسياري فعاليت ها كند عمل مي كند.
نسخه اي براي اهمال كاري
برنامه پنج مرحله اي زير مي تواند به مفيد واقع شدن شما كمك كند:
مرحله اول: مشخص كنيد كدام كار است كه از انجام آن طفره مي رويد؟ آن را يادداشت نماييد و سود و زيان آن را تحليل نماييد. مزايا و زيان هاي انجام ندادن كار مورد نظر را با هم مقايسه كنيد و به آنها امتياز بدهيد.
مرحله دوم: برنامه ريزي كنيد. زمان شروع كار خود را دقيقاً مشخص نماييد. سپس فهرست مواردي را كه ممكن است شما را از شروع كار بازدارد تهيه كنيد و راه حل هايي را كه طرز برخورد با اين مشكلات را نشان مي دهد، بنويسيد.
مرحله سوم :كار را ساده كنيد. اگر به جاي هدف هاي بسيار بزرگ و كمال طلبانه، هدف هاي واقعي و به نسبت ساده را انتخاب كنيد، كار دشوار ساده مي شود. به دو شكل مي توانيد كار بزرگ را به اجزاء كوچكتري تقسيم كنيد. يك راه براي اين كار انجام قدم به قدم كار است. براي مثال اگر تصميم گرفتيد كه ديوار اتاق را رنگ بزنيد، قدم اول انتخاب رنگ است و قدم دوم مراجعه به رنگ فروشي و خريد رنگ. مرحله بعد تهيه يك نردبان و... . راه دوم ساده كردن كار تقسيم بندي زمان است. زمان هاي كوتاه و محدودي را انتخاب كنيد. اينكار چند فايده دارد: ۱- كارهاي بزرگ را به كارهاي كوچك تقسيم مي كنيد كه در مدت كوتاه انجام پذير باشد. با اين رفتار دشواري كار كمتر به نظر مي رسد.
۲- مي توانيد بلافاصله پس از شروع به كار پانزده دقيقه را تمام كنيد. احساس انجام دادن كار اغلب از شدت تنش شما مي كاهد و انگيزه بيشتري توليد مي كند.
۳- به طفره رفتن از انجام كار وسوسه نمي شويد، زيرا هرگز مجبور نيستيد كه در هر زمان بيش از پانزده دقيقه كار كنيد. انجام كار حتي اگر ناخوشايند باشد در مدت كوتاه پانزده دقيقه قابل تحمل است.
۴- مي توانيد با كار كردن در فواصل زماني كوتاه خلاقيت بيشتري به خرج دهيد. نوشتن يا مطالعه گزارش در پاره وقت هاي كوتاه راحت تر است. به عبارت ديگر با تلاش كمتر بيشتر مي آموزيد و درك مي كنيد.
مرحله چهارم: مثبت فكر كنيد. انديشه هاي منفي مرتبط با كاري را كه انجامش را به تعويق مي اندازيد، يادداشت كنيد. با نوشتن افكار منفي متوجه مي شويد كه با طفره رفتن از كاري كه قرار است بكنيد در واقع خود را فريب مي دهيد. جاي افكار غيرمنطقي و غيرواقع بينانه يا شناخت هاي مخل انجام كار را با افكار منطقي يا شناخت هاي كارگرا عوض كنيد. براي مثال با خود مي گوييد بايد تمام اين ظرف ها را بشويم. اين تفكر همه يا هيچ است. مي توانيد به جاي اين جمله منفي به خود بگوييد، مجبور نيستم همه را امشب بشويم. اما گر دست كم تعدادي از آنها را بشويم احساس بهتري خواهم داشت.
مرحله پنجم: به خود امتياز بدهيد. وقتي كاري را كه از انجامش طفره رفته ايد شروع مي كنيد، بهتر است به جاي بي ارزش جلوه دادن كار از خود به خاطر كاري كه كرده ايد تشكر كنيد. اگر به خواسته خود نرسيديد، مي توانيد از تجربه اي كه كرده ايد درس بگيريد و به جاي آنكه خود را شكست خورده و ناكام بدانيد، زمينه را براي موفقيت هاي بعدي هموار سازيد.
****
منبع : كتاب " آسيب شناسي اهمال كاری "-روزنامه همشهري -دوشنبه 14 فروردين 1385